محمد رضا واليزاده معجزى

131

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

بعضى گفته‌اند كه غرض خزعل اين بوده كه اگر احمد شاه تصميم مراجعت به ايران را داشت از والى كه داراى قواى منظم و آماده بود درخواست كند كه با سواران خود جهت تشريفات ورود احمد شاه حاضر شود [ . . . ] « 1 » بعيد نيست اين موضوع صحت داشته باشد ؛ لكن درخصوص جنگيدن والى با دولت اصولا خانواده واليان پشتكوه از حسين خان جد اعلاى خود وصيتنامه‌اى در دست داشته‌اند كه هيچ‌گاه عليه دولت وقت قدمى برندارند ولو اينكه آنها را از كار معزول كنند . چنان كه خود غلامرضا خان والى با وجودى كه همه اطرافيان او در زمانى كه دولت قسمت اعظم قواى خود را در جنگ با طوايف پيشكوه لرستان از دست داده بود ، به او فشار آورده بودند كه با بيشتر از بيست هزار نفر افراد سوار و پيادهء ورزيده و جنگ‌ديده خودش به كمك برادران پيشكوهى برخيزد و با ارتش دولت درآويزد ، تن به اين كار نداد و گفت من به خاطر رياست پشتكوه خلاف ياساى خانوادگى خود عمل نمىكنم . خاصه آنكه آخر عمر من است و حاضر نيستم خلاف دولت متبوعه خود قيام كنم . تا اينكه پسر ارشدش پدر را به ترس و بزدلى متهم كرد و قهرا از او جدا شد و بر خلاف ميل و رضاى او چند صباحى با پادگان پشتكوه جنگيد و همانطور كه پدرش گفته بود عاقبت الامر طرفى از اين كار نبست و از رفتار خود نادم و پشيمان گرديد . چقدر جاى تعجب است كه با اين كردار ناهنجار او [ . . . ] رضا شاه اين جرم مهم غير قابل اغماض را بر او عفو كرد . و اما درخصوص صولت الدوله قشقايى كه جزو اين اتحاد مثلث بود او هم به پيروى از افكار والى حاضر نشد با دولت بجنگد و به جاى اين كار بعدا در انتخابات مجلس شركت كرد و به سمت نماينده مجلس برگزيده گرديد . اين ايامى كه خزعل و دستيارانش شوريدند و از هرطرف نيروى جنگنده در اهواز پياده مىكردند و قريب سى و پنج هزار نفر سوار و تفنگچى از قبايل عرب و بختيارى و لر آماده كرده بودند از آن طرف رئيس الوزرا و وزير جنگ نيز قواى لرستان و آذربايجان و كردستان و كرمانشاه و ساير نقاط را فرمان حركت به خوزستان داده بود [ . . . ] . نبردها آغاز شد ، همه‌جا شكست با شورشيان بود نخستين جنگى كه اتفاق افتاد در كيكاوس با تفنگچيان حسين خان بهمنى بود [ كه آنها ] با دادن سى نفر كشته و 21 تن اسير شكست يافتند . سپاهيان شيراز در اوايل ربيع الثانى به

--> ( 1 ) . يك كلمه خوانده نمىشود .